تبلیغات
خونه کوچیک ما
فهمیدم
محبت بیشتر = دور شدن 




تاریخ : پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 | 04:01 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
من رابــطه هایی را دوســت دارم که دو طــرفه اند...

هــر دو میکوشــند برای ادامــه دار شــدنش...

هــر دو خطــر می کنــند...

هــر دو وقــت می گــذارند...

هــزینه می کنــند......

هر دو برای یک لحظــه بیــشتر، در کنــار هــم بــودن با زمــان هــم میجنــگند...

من عاشــــق رابطــه های دو طــرفــه ام...

رابطه هــایی که بــرای هر دو طرف ادامــه اش، با ارزشتــرین چــیز دنــیاست.

بــــرای هــــر دو ...نه یک نفر!


تاریخ : چهارشنبه 16 بهمن 1392 | 01:02 ق.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
دوست دارم لحظه هایی رو که با تمام وجود ازم حمایت میکنینایت اسکین

لحظه هایی که چشمات فریاد عشق میزنندنایت اسکین


لحظه هایی که میبینم تو خودت رو فدای من میکنینایت اسکین


واسه همینم هست همیشه میگم من هیچوقت از تو دست بر نمیدارمنایت اسکین

یه روز زندگی با تو.... نایت اسکین

از رویا هم فراتر بود...

عاشقتم


تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392 | 01:19 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
چنان دوستت خواهم داشت که معنای دوست داشتن را عوض کنند



تاریخ : پنجشنبه 26 دی 1392 | 12:56 ق.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
چشمای زیبای تو قلب مهربان تو

هرچه فکرش را میکنم محال است زندگی بدون تو گلم

این زندگی عاشقانه را مدیونم به تو

روزی که آمدی و مرا از حال و هوای تنهایی بیرون آوردی...

عاشقم کردی با مهر و محبت هایت

با قلب مهربانت دیوانه ام کردی

با آن نگاه های عاشقت

چه زیباست چشمانی که لحظه ای دیدن دوباره اش برایم آرزوست

تا لحظه های در کنار تو بودن را با چشمان تو سر کنم

تا غرق شوم درون چشمانت تا بشکنم سکوت را

چشمان مهربان تو مرا دلتنگ کرده

گرفتن دستانت بی قرارم کرده

دوستت دارم علی ....




تاریخ : چهارشنبه 4 دی 1392 | 11:01 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
سلام به عزیز دل خودمLove Smiley

الان که دارم مینویسم تو دراز کشیدی و نمیتونی تکون بخوری
 
الهی که من فدات بشمkiss-smileys

همش تقصیر این مسئولای شهرداریه

که وقتی برف میباره خیابونارو تمیز میکنن نایت اسکین



کوچه و پیاده رو ها همینجور میمونن

آخه اگه طوری میشد من چه خاکی تو سرم میکردم...نایت اسکین

خدا رو شکر الان بهترینایت اسکین



من دیگه میخوام یه برنامه خوب داشته باشمنایت اسکین

واسه خودم و خودمون و زندگیمون نایت اسکین

دیگه میخوام بیخودی خودمو ناراحت نکنمsmiley-love

بیخیال

همین که تورو دارم خدایا شکرتi_love_you

واسه وبلاگمونم یه برنامه هایی دارم که مفید باشه

عزیز دلم زودی خوب شونایت اسکین






تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392 | 09:36 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
سلام علی جونم  

اینروزا حالم زیاد خوب نیس

همه رو کلافه کردم 

تو هم به روت نمیاری ولی خسته شدی 

منم حرفامو دیگه اینجا مینویسم 

اینطوری واسه خودمم یه فرصته که بهشون فک کنم

خسته شدم حسابی

از دوستی های ظاهری

از دانشگاه 

از خودم که به یه برنامه درست نمیتونم برسم 

اینه که همش غمگینم و میپیچم به پر و بال تو 

نمیدونم چرا ولی همش میخوام تو یه کاری کنی

ولی خودمم نمی دونم چیکار

به هر حال تو عاشق یه همچین دختری شدی

کاری هم نمیشه کرد

خدا بهت صبر بده

ولی خوب در عوض خیلی دوستت دارم



تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392 | 11:14 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

 صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی

 وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم 

سرت رو ...روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی!

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

 صبحانه مو آماده کردی و برام آوردی، پیشونیم رو بوسیدی گفتی بهتره عجله کنی ، داره دیرت می شه

 وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم

 بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری بعد از کارت زود بیا خونه!

وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم

 تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درسها به بچه مون کمک کنی

 وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم

 تو همونجور که بافتنی می بافتی بهم نگاه کردی و خندیدی!

وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم

 و تو به من لبخند زدی

 وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم

در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم

 من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم

 و دستامون تو دست هم بود!

 وقتی که 80 سالت شد ، این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری

 نتونستم چیزی بگم فقط اشک در چشمام جمع شد
 
اون روز بهترین روز زندگی من بود ، چون تو هم گفتی که منو دوست داری!

 به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

 و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید!!

 پابلو نرودا





تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392 | 12:48 ق.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات

چندوقتی بود هربار میدیدمش قلبم تند و تند میزد ...

تنگی نفس میگرفتم...

احساس میکردم اونم همین حالاتو داره...

همو  میدیدیم هول میشدیم...

یه سلام بود و چندین دقیقه سکوت...

از نگاهش هم لذت میبردم هم خجالت میکشیدم...

ولی انقد پر از عشق نگاه میکرد که افتخار میکردم...

قبل اینکه حرفی بینمون زده بشه همه مشکوک بودن...

 میومدن بهم میگفتن باور کن دوستت داره...

میگفتم نه بابا با همه همینطوره...

ولی ته دلم همیشه میگفتم ای کاش اینطور باشه...

عاشق این بودم که وسط کلاس درس به هر بهونه ای... 

برمیگشت نگاهم میکرد و میخندید...

وقتی نگاهش با من بود همه غصه هام پر میکشید...

خدایا نگاهشو هیچ  وقت از من نگیره ....






تاریخ : سه شنبه 19 آذر 1392 | 10:53 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات

با من قدم بزن حالا که با منی

حالا که بغضی ام , حالا که سهممی

با من قدم بزن می لرزه دست و پام

بی تو کجا برم , بی تو کجا بیام

دست منو بگیر , کنار من بشین

من عاشق تو ام حالا منو ببین

حال منو ببین

از دلهره نگو , از خستگی پُرم

بی تو می شینمو و روزا رو میشمورم

هر جا بری میام , دل گرم و بی قرار

بی من سفر نرو , تنهام دیگه نذار

تو با منی هنوز , عطر تو با منه

فردا داره به ما لبخند میزنه


هر جا بری میام , دل گرم و بی قرار

بی من سفر نرو , تنهام دیگه نذار

تو با منی هنوز , عطر تو با منه

فردا داره به ما لبخند میزنه


بی تو برای من فردا پر از غمه

بی تو هوا پسه , دنیا جهنمه

دست منو بگیر , تو اوج اضطراب

بازم منو ببر , با بوسه ای بخواب

با من قدم بزن تو این پیاده رو

من عاشقت شدم از پیش من نرو



نایت اسکین



تاریخ : پنجشنبه 7 آذر 1392 | 01:19 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
علی عزیزم

سلام ... نایت اسکین

کلی وقت گذشت که این وبلاگ رو ننوشتیم...نایت اسکین

کم کاری کردیم...نایت اسکین
 
ولی دیگه می نویسیم واسه خودمون و آیندموننایت اسکین

شایدم حرفای دلمون رو...نایت اسکین 

نزدیکه دومین سالگردمون.... نایت اسکین

با تموم خوبی ها و بدی هاش...نایت اسکین

منتظر سالهای بیشتری باشیم...نایت اسکین



                                                               نایت اسکین



تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1392 | 11:49 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
بسته شد دفتر خاطرات من

                                            زود خیس شد کاغذ نوشته های من

به امید تو ای خدا

بسته شد اینجا 



 
                                          


تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392 | 02:51 ق.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
سلام 

چه خوبه که دومین عید رو هم با هم جشن میگیرم

شاید پارسال شک داشتم که سال بعدم با همیم

ولی الان میدونم که فقط تو فقط تو این ارزش رو داری

می دونی علی برای داشتن بعضی چیزا باید یه سری سختیها تحمل کنی

سختی هایی که به نظرت حقت نیست

ولی باید سکوت کنی

یه سری اشکا میاد تو چشمات ولی تو راه اون اشکا رو عوض می کنی و میفرستی تو گلوت

دلت میخواد خیلی حرفا بزنی انقد حرف از ذهنت میگذره ولی فقط میتونی نگاه کنی

گاهی یه سری حرفا شکننده س از نزدیک ترین کسانت انقد شکننده که صدای شکستن قلبت میاد

ولی گوش اونا نمیشنوه 

گاهی فقط یه نفس عمیق  میتونه نجاتت بده

فقط یه لحظه صبر و فک کردن به اینکه چه چیزایی به دست آوردی بابت این سختیا

بعد یادت میاد دو سال پیش چه زود از کوره در میرفتی ولی الان همش صبر

یادت میاد چه زود اشکت در میومد ولی الان فقط بغض

یادت میاد چه ضعیف بودی ولی الان انقد قوی که بابت کاری که درسته عذر خواهی میکنی

اینا همش لطف لطف خدایی که چون فقط سعی کردی بهش نزدیک شی داره بهت قدرت میده

یه قدرتی که وقتی صبح پاشدی همه اینا یادت بره و ببخشی 

با اینکه واسش کم میذاری سر سری نماز میخونی و تو سختیا یادش می افتی و خیلی وقتا هم میزنی زیر قولت

ولی فقط چون میخوای نزدیک شی کمک می کنه

یکی مثه تو رو سر راهم میذاره

خیلی کمک کردی که بشناسم خدا رو که دیگه تنهایی واسم بی معنا باشه

من این راه رو با تو ادامه میدم با تمام سختیاش 

یا علی

سال خوبی داشته باشیم




تاریخ : جمعه 2 فروردین 1392 | 01:38 ق.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
پســـرم!
پسر ِخوبم
میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری!
... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....!که تو حاصل عشقی
...پســ ـرم...
مامانت برای تو حرف هایی داره
حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره...
عزیزدلم!
یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست.روزهایی میرسه که بهونه میگیره. بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدامیکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!" و اون میزنه زیر گریه....
زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم...
موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری...باید برای اینجور وقتها آماده باشی.بلد باشی. باید یاد بگیری کهنازش را بکشی...
عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!!ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری....
زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره...
میدونی؟
این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه...! خیلی پاپی‌ دلیل گریه ش نشو...همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی....
گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری و ببریش بیرون یه هدیه ی کوچولو براش بگیری و بگی که چقدرخوشگله!. ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ...یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کن نه که از غصه آبش کنی......
اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی... اگر بازم گریه کردو آروم نشد دلسرد نشو .باز هم صداش کن!!!عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعاخسته ای!!!!
بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا...فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه ومیخواد تنها باشه. برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن و همه انرژیکه براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن...
پسرم!!!! این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،دخترکی که روزی زن میشود. مادر میشود.
مادرتو...




تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 | 08:57 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات
اگه یکی هست که به فکر خوشحال کردنته این یعنی خوشبختی به همین سادگی......!!!!!



                           


تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : پیازچه و تربچه | نظرات

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

  • جالب های انگلیسی
  • فود تک
  • بلاگ اسکای
  • هشیاری