تبلیغات |
خونه کوچیک ما |
خیلی وقته نیستیم آخه درسامون اوضاعش خیته ولی ما هنوزعاشقیم تولد عشقم گذشت زندگی من روز تولدت بهترین روز زندگیمه دوست دارم... ساده گفتن را... از تو گفتن را... زندگی را با تو ساختن... نگاهت را از من نکن دریغ... میلادت فرخنده [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 07:54 ق.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
بار دیگر می روی اما... قلب تو اینجاس در سینه ام... می تپد محکم.... حرفهایی دارد از تو... از من... او می گوید و من فقط می شنوم... چه زیبا می گوید ما را با هر تپش... به راستی از عشق چه می توان گفت جز همین تپش... باز راه سفر دیده شده بینمون علی کاش می تونستم همراهت بیام یا حداقل میشد بدرقه ت کنم... واقعا دلم میخواد بدرقه ت کنم علی رفتی اونجا نزدیک خدا واسه خودمون دعا کن واسه همه عاشقا علی مواظب خودت باش سرما نخوری علی صحیح و سالم برگرد قول میدی؟؟ علی واسم سخته ولی می دونم این سفر آرومت می کنه علی دوست دارم... علی ... علی به همراهت
[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلام... اومدم ازت تشکر کنم علی من بابت همه عشقی که صادقانه نثارم میکنی همه خوش اخلاقی هات با وجود تموم بد اخلاقیام همه ناز کشیدنات بعد از حرف من که "مگه من ناز دارم اصلا؟" همه مردونگیات همه آرامشی که بهم میدی تو اوج نا آرامی دوست دارم خدا رو شکر میکنم که اومدی به زندگیم هیچوقتم نمیری... [ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
نمیدونم چرا یه مدیه دیگه باور نداری چرا فکرای بد میکنی اصلا نمیدونمبه چی فک میکنی نمیدونم چرا فک میکنی از هم دور شدیم در حالی که نشدیم ولی درست میشه چون قول دادیم فداکار باشیم و زندگیو اسون بگیریم پس باور کن دوست دارم راستی تولدت پیشاپیش مبارک چه تولد فرخنده ای تولدت مبارک دوست دارم [ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلاااام من اومدم نزدیکتر شدیم خوشحالم ولی نمیدونم جرا نمیتونم نشون بدم اولین عیدمون رو داریم پشت سر میذاریم باز خوشحالم ولی باز به زبون نمیاد انفد حرفای قشنگ هست دوریمون انگار رو همه اینا پرده کشیده دلم گرفته ولی این دل گرفتگی قشنگه میگه تو هستی تو قلبم تموم شه این ناراحتی ها دوری کم موند بیشترش گذشت... [ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
دوست دارم... لحظه هارا... لحظه های با تو بودن را... لحظه هایی که گویی ماییم و دیگر نیست کسی... دوست دارم... خنده ها را... خنده های بی پروایمان را... دوست دارم... نگاه ها را... وصال نگاه ها را... دوست دارم... ذوست داشتن را... من دوست داشتن تو را دوست دارم... [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
تموم میشه... میرسه روزی که جدایی در کار نباشه تموم میشه... میرسه روزی که دل تنگی در کار نباشه تموم میشه... میرسه روزی که دست جاده کاره ای نباشه تموم میشه... میدونم اما... علی من الان خیلی ازم دوری ولی باز تو یه کشوریم... هفته دیگه تو یه کشور نیستیم ولی باز تو قلب همیم نمی تونم بگم چقد دلم برات تنگه هرکاری میکنم جای خالیت پر نمیشه ولی یه روز تموم شد همینجوری میگذرن این روزا دوست دارم تا ابد طبقه بندی: پیازچه و تربچه، [ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 10:23 ق.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلام به تو به تو که شدی معنای زندگیم به تویی که فک می کنم خدا فرستاد تا صبرم معنا بگیره به تویی که فک کردن بهت آرامش بخشه فک کردن بهت قدرت خدا رو بیشتر نشونم میده فردا داری میری واست خوشحالم میری پیش خانوادت من شاهد دلتنگیت بودم هرچند با تو زیر سقف یه آسمون بودن آرامشش بیشتره ولی باز خیالم تخته دلم پیشته دلت پیشمه همه این دوری رو با یاد نگاه های امروزت با تموم خاطراتی که داشتیم میگذرونم تا برسه روزی که باز چشمامون حرف اول رو بزنن گفته خودمه: "دفترش را باز کرد قلمی بدست گرفت تا گله کند از این بخت بدش دفترش باز شد و گلبرگی از رز سفید.... دفتر را بست زمزمه کرد: تا شقایق هست زندگی باید کرد" طبقه بندی: پیازچه و تربچه، [ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
کم کم عید میاد تو داری میری منم میرم دوتامون از دوریمون ناراحتیم ولی میریم محکم تر برمیگردیم عیدت مبارک دوست دارم عیدت مبارک فرشته من [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلام
![]() عید نزدیکه ![]() من میرم ![]() اون میره ![]() ولی قراره محکم بمونیم ![]() از همش به عنوان یه امتحان یاد کنیم ![]() که بعدش میشه یه خاطره ![]() بعد از اون ما قوی میشیم ![]() از پس مشکلا بر میایم آره اینجوری به هم قوت میدیم ![]() حتی اگه مشکلامون درس بیخ گوشمون باشه ![]() نمی ترسیم ![]() صبر می کنیم ![]() این روزا مطالعه امو بیشتر کردم دلم میخواد جمله هایی که از کتابا خوشم میاد و بنویسم اینجا اولین کتاب "دختر پرتقال" نوشته "یاستین گوردر" ....... وقتی از ضمیر اول شخص جمع استفاده می کنیم دو نفر را در یک فعالیت مشترک قرار می دهیم درست مثل موجودات مرکب در بسیاری از زبان های دنیا ضمیر مخصوصی برای دو نفر وجود دارد که فقط مختص دو نفر است و بدین ترتیب دو نفر را از چند نفر جدا می سازد این ضمیر را دو آلیس یا چیزی می گویند که بر دو تقسیم میشود. به عقیده من دوآلیس نشانه مفیدی است جون بعضی وقتا آدمها نه یک نفرند و نه چند نفر بلکه فقط دو نفرند و ضمیر "ما" نمی تواند تفاوت بین آنها را برساند. طبقه بندی: پیازچه و تربچه، [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
آخه چرا؟؟؟
![]() چرا هر چقد بیشتر می بینمت حریص تر می شم نسبت بهت ![]() بیشتر میخوامت ![]() میخوام بیشتر شه این ساعتایی که با همیم ![]() وقتی با توام تو اوج آسمونااام ![]() انقد که پاکی ![]() واقعا گاهی فک می کنم مگه میشه یه نفر انقد کامل باشه علی انقد به خودم افتخار می کنم وقتی تو پیشم قدم ور میداری ![]() حتی وقتی اسمتو می برم یه غرور خاصی دارم ![]() با افتخار می گم این مرد عاشق منه ![]() منم گرفتار خودش کرده ![]() چه حسه خوبیه ![]() مرسی بابت همه این حسا ![]() آخه نمیشه با کلمات ازت تشکر کرد که ![]() هیج جور نمیشه
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلام ![]() سلام علی ![]() خوبی؟؟ خسته نباشی ![]() چقد خسته ای این روزا ![]() چقد دلگیرم که وقتی خسته ای پیشت نیستم ![]() نیستم تا وقتی برگشتی خودم خستگیارو بدیا رو ازت دور کنم ![]() تو چطوری میتونی اینکارو بکنی؟ ![]() چطوری میتونی وقتی حتی پیشم نیستی بهم قدرت مبارزه بدی ![]() چقد پیش تو کوچیکم ![]() چقد تو محکمی ![]() پیشت کم میارم میفهمی؟ ![]() ولی انقد دوست دارم این کم آوردنو ![]() به قول خودت دلم غنج میره ![]() روزای سختی پیش رو داریم ![]() ولی چند برابر این روزا روزای خوبی انتظارمونو می کشه ![]() ![]() طبقه بندی: پیازچه و تربچه، [ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلااااام به تنها عشق زندگیم
![]() واااای وقتی اومدم وبلاگ ته قلبم می گفتم که کاش علی آپ کرده باشه ![]() اومدم دیدم آپ کردی انقده خوشحال شدم ![]() آخه کی میرسه روزی که دیگه توش جدایی و خدافظی نباشه انقد بهت وابسته شدم ![]() انقد عاشقت شدم ![]() که خودمو دیگه نمی شناسم ![]() آخه دیگه من نیستم که تو هستم ![]() تو نیستی که من هستی ![]() و اینگونه شد که ما آفریده شد ![]() ما دیگه شدیم ما ![]() چقد خوبه این ما بودن ![]()
[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلام بهار زندگیم
امروز روز خوبی بود چون با صدای تو شروع شد
ولی تو دلتنگ بودی
دل منم گرفت
بعدشم که اون اتفاق برات افناد
کلی نگران شدم،دلم هزار راه رفت اما وقتی گفتی خیالم راحت شد ولی هنوز نگرانتم تو رو خدا بیشتر مواظب خودت باش راستی خانم مهندس روزت مبارک عاشقتم تو بهترین اتفاق زندگی من هستی دوست دارم [ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
سلاااام زندگی من
![]() وااای چه روزی بود امروز ![]() امروز قرار بود با هم بریم بانک ![]() من سر ساعت سر قرار بودم دیدم نیستی ![]() 5 دقیقه دیر کرده بودی ![]() منم قاطی کردم شروع کردم دعوا باهات ![]() فدات شم که مظلوم بودی و هیچی نگفتی تا آروم شم ![]() بعد معذرت خواهی کردیو گفتی گوشیت جا مونده بودیده ولی من گفتم تا برسیم بانک باهات حرف نمیزنم ![]() گفتا بیا ماشین بگیریم زودتر برسیم ![]() چون خواستم اذیتت کنم گفتم نه ![]() بعد آشتی شدیم و رفتیم صبحونه خوردیم ![]() چه املتی چقد چسبید ![]() با اینکه نوبت بانکمون پرید ![]() بعد رفتیم سراغ کارای اداری تو ![]() حتی اداره رفتن با تو هم لذت بخشه ![]() بعدم که رفتیم ناهار خوردیمو من به مرز ترکیدن رسیدم ![]() بعد که رسیدم خونه فهمیدم بیشترین ساعتی که با هم بودیم امروز بوده ![]() 4 ساعت خیلی خوبی بود ![]() عاشقتم الان دلم انقد برات تنگه همین [ سه شنبه 2 اسفند 1390 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ پیازچه و تربچه ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |